مركز پژوهش كتابخانهء مجلس شوراى اسلامى (جمعى از نويسندگان)

240

گنجينه بهارستان (علوم وفنون پزشكى)

قاقلهء « 1 » خرد و بزرگ ، گرم و خشك است به درجهء سوم . « 2 » در وى قبضى است « 3 » . غثيان و قى بازدارد . قردمانا « 4 » گرم و خشك است به درجه سوم « 5 » . فالج و صرع را سود دارد . قنطوريون « 6 » گرم و خشك است به درجهء سوم . سده بگشايد و درد شكم را سود دارد « 7 » . قطران « 8 » گرم و خشك است به درجه چهارم . يك قطره از آن در « 9 » گوش « 10 » چكانند ، كرم گوش را بكشد . قسط « 11 » گرم و خشك است به درجه سوم « 12 » . عرق النساء و سستى تنها را سود دارد . قنبيل گرم و خشك است . حب القرع و ديگر كرمان را بكشد . قنابرى « 13 » ، برغشت « 14 » است كه شيرازيان « 15 » آن را سوزه « 16 » گويند . گرم و خشك است . برص و بهق « 17 » را سود دارد « 18 » طلى كردن بر آن « 19 » .

--> ( 1 ) . قاقله : به ضم ثالث ، هيل ، شو ، نباتى است شبيه اشنان . ( حواشى برهان قاطع ) . ( 2 ) . م : سيوم . ( 3 ) . م : هست . ( 4 ) . م : قيصريون ؛ قردمانا : به ضم اول و ثالث . نامى يونانى است كه سريانى شده است و مترجمين عرب آن را به كروياى صحرايى اطلاق كرده‌اند . ( حواشى برهان قاطع ) . ( 5 ) . م : سيوم . ( 6 ) . قنطوريون : به فتح اول ، نام گياهى است كه برگش به گردكان و بارش به خسك دانه ماند ( برهان قاطع ) . اصل آن يونانى است . ( حواشى برهان قاطع ) . ( 7 ) . م : - قنطوريون . . . دارد . ( 8 ) . م : قط . ( 9 ) . م : به . ( 10 ) . م : + اندر . ( 11 ) . م : قردمانيا . ( 12 ) . م : - به درجه سوم . ( 13 ) . قنابرى : به ضم اول و فتح با و الف مقصوره ، گياهى باشد خودروى شبيه به اسفناج كه در آشها داخل كنند و بعضى گويند گياهى است كه گل زردى دارد و بعضى ديگر گفته‌اند تره‌اى است بهارى و طعم تيزى دارد و برخى آن را جل وزغ گفته‌اند و آن چيزى باشد سبز كه بر روى آبهاى ايستاده مىايستد . ( برهان قاطع ) . ( 14 ) . م : برغست ؛ برغشت به فتح اول و ثالث ؛ برغشت و برغست هر دو گفته شده است . ( 15 ) . س : - شيرازيان . ( 16 ) . م : سبزه . ( 17 ) . م : بهق و برص . ( 18 ) . م : سودمند است خوردن و . ( 19 ) . م : - بر آن .